function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=33042;
strBlogId="3410";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i



به گزارش «تابناک»، بر پایه آمار اعلام شده مرکز آمار کشور در سال ۸۹، ضریب نفوذ اینترنت در کشور، نزدیک ۱۵ درصد است که از میانگین ۴ درصد در مناطق روستایی و ۱۹ درصد در مناطق شهری به دست میآید. در حالی که مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت وابسته به وزارت ارتباطات، شمار مشترکان اینترنت کشور را تا پایان سال ۸۹ بالغ بر ۲۴ میلیون نفر و ضریب نفوذ این پروتکل ارتباطی را ۳۲ درصد اعلام کرده است.
بدین ترتیب با تناقضی روبهرو هستیم که در بهترین حالت هم قابل چشم پوشی نیست؛ ماجرا هنگامی جالبتر میشود که با دقت در آمار تفکیکی مرکز آمار ایران که قطعا دقیق و بر پایه محاسبات علمی است، درمییابیم که استان تهران با ضریب نفوذ ۲۳ درصد و استان سیستان و بلوچستان با ضریب نفوذ ۱۰ درصد، به ترتیب بیشترین و کمترین ضریب نفوذ اینترنت در نقاط شهری کشور را در اختیار دارند.
این در حالی است که وب سایت Internet World Stats شق سومی از آمار کاربران اینترنت در ایران را ارائه میدهد که بر مبنای آن، کشورمان با بیش از ۳۶ میلیون کاربر اینترنت (در سال ۲۰۱۱)، نیمی از کاربران دنیای مجازی در خاورمیانه را از آن خود میکند و در رتبه نخست این منطقه تکیه میزند!
آماری که احتمالا خالی از اغراق نیست، چرا که ایران را در رتبه سیزدهم دنیا از نظر شمار کاربران اینترنت قرار میدهد!

در ادامه این تعریف، کاربر معمول اینترنت کسی خوانده شده که در هر ماه یک بار از اینترنت استفاده کرده و البته فارغ از اینکه چه مدت از آن بهره برده باشد.
این در حالی است که هم مرکز آمار و هم مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت این شاخص را در تأیید میکنند و بر مبنای همین تعریف به دو عددی برای ضریب نفوذ اینترنت میرسند که تفاوتشان آسمان و زمین است.
با نگاهی دقیقتر به آمار ارائه شده توسط دو مرکز، ریشه این اختلاف آمار را در تعداد افرادی مییابیم که با استفاده از GPRS به اینترنت متصل میشوند؛ بیش از ده میلیون کاربری که این خدمات را روی تلفن همراهشان فعال کردهاند و اگر یک بار در سال هم از آن استفاده کنند، با توجه به تعریف خاص مسئولان از کاربر اینترنتی، در صف کاربران اینترنت قرار خواهند گرفت و ویژه بودن این تعریف را به رخ خواهند کشید!

برگرفته از مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت
رسیدن به یک اختلافات مناقشه آفرین از یک تعریف مشترک!
بدین ترتیب، فارغ از اینکه به رغم اتکای دو سازمان دولتی به یک تعریف واحد، ریشه تناقضهای آماریشان از کجاست و مثلا چرا شاخص کاربر اینترنت بودن را بر مبنای بازه زمانی کوچکتر از یک سال فرض نکردهاند، به این نتیجه خواهیم رسید که در یکی از مهمترین شاخص حوزه فناوری و توسعه، گرفتار چنان درد عمیقی هستیم که حتی با تعریف سلیقهای شاخص هم، جدای چالشهایی که ممکن است در بین مسئولان بیافریند، بهبود نخواهد یافت.
و تلختر اینجاست که به رغم کمبودهایی که در این زمینه شاهد آن هستیم و همه آمارها بر آن صحه میگذارند، برنامه خاصی برای بهبود اوضاع این زیرساخت توسعه در دست نداریم در حالی که مدتی است همین زیر ساخت فعلی نیز با چالشهای بسیاری مواجه میشود و گاه کاربران با قطعی اینترنت روبهرو میشوند و گاه حتی دسترسی به رایانامهها (معادل فارسی ایمیل که خواندنش راحت نیست) نیز غیر ممکن میشود و هر بار عده زیادی پای اینترنت ملی را به میان میکشند.
انگار نه انگار که 30 درصد کاربران فعلی با اتصال دیال آپ که منسوخ شده پا به دنیای مجازی میگذارند و تنها نزدیک 6 شش درصد کاربران به اینترنت سریع (از نوع اسمی ۱۲۸!) دسترسی دارند!
براستی در شرایطی که خیلیها از داشتن اینترنت معمولی (البته در مقیاس داخلی) محروم هستند و به کل رایانه دسترسی ندارند، مشکلات اینترنت اینقدر گسترده بوده که با جدیت به فکر پاکسازی آن و نوع ملیاش افتادهاید یا راه راحتتر را انتخاب کردهاید تا نسبت به عمل نکردن به قانون برنامه پنجم توسعه از خودتان سلب مسئولیت کنید؟!

![]()